آقاي: محمد –م :بحث پيرامون اشتغال زن در اسلام ابعاد گسترده يي دارد و عموما مشكلاتي كه در اين بحث وجود دارد از اينجا ناشي ميشود كه دستورات ديني مربوط به جامعه كاملا اسلامي با همه ويژگيهاي فردي و جمعي اش است در حاليكه جامعه ي فعلي ما از هر جهت اسلامي نيست و انطباق آن دستورات با اين جامعه بطور كامل ممكن نيست .در هر صورت از نظر اسلام در شرايط عادي و معمولي امور اقتصادي خانواده بر عهده مرد و امور خانه و خانواده بر عهده زن قرار داده شده است و آيه مشهور " الرجال قوامون علي النساء ..." دقيقا به همين موضوع مربوط است اما همانطور كه در مقدمه آمد اين براي جامعه ي كاملا اسلامي است يعني جامعه يي كه سن ازدواج دختر حداكثر ١٤ سالگي است و سن ازدواج پسر حداكثر ٢١ سالگي نه مثل الان كه دختران مسلمان و مومن ما حدود ١٠ سال يا بيشتر با اين سن ازدواج اسلامي فاصله دارند و در اين مدت و بخاطر رهايي از بي كاري و سربار نبودن و ... در پی یافتن شغل مناسب هستند و این درحالیست که تشکیل خانواده هم نداده اند. از این گذشته جواز اشتغال زن مسلمان پس از ازدواج هم به شرط ناکافی بودن درامد مرد و یا نان آوری زن میباشد اما در اینجا هم شرایط حاکم بر جامعه مطرح میشود که از نظر اسلام شکل و روابط اجتماعی مسلمانان باید به نحوی باشد که محیط زنانه و فعالیت زنهای مسلمان کاملا امن و غیر مردانه و محفوظ باشد که همکنون چنین نیست . با توجه به این مسائل و نظرات فقهی علمای شیعه در عصر حاضر به این نتیجه خواهیم رسید که برای زن مسلمان در صورتی اشتغال بلامانع است که یا نان آور خانواده باشد یا در جامعه به شغل و تخصص او نیاز باشد آن هم با اولویت نیاز بانوان به تخصص او و در غیر اینصورت قطعا مشکلات عدیده یی در جامعه کنونی وجود دارد که زن برای حضور دائم خود - شغل- با انها دست به گریبان خواهد شد و هرگونه ضرر مادی و معنوی و دینی که متوجه او گردد بر عهده ی خود او بوده و توجیه ناپذیر است .
آقاي : ح –ع :مادر وسيعترين دنياي رواني و اجتماعي کودک است و از نظر کودک همچون کسي است که از تمام نقاط اين جهان اطلاع دارد .
اشتغال مادر موجب اختلال در تکوين شکل گيري دلبستگي کودک نسبت به مادر مي شود .
چرا اينکه مراقبت کودک از حالت انفرادي به حالت گروهي در مي آيد و نتيجتاً دلبستگي کودک نسبت به مادر از حالت طبيعي خارج مي گردد .
چيزي که مسلم مي باشد اين است که مادران شاغل همانند مادران غيرشاغل نمي توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسيدگي کنند چون مادر چندين ساعت از روز را خواه ناخواه جداي از فرزند بسر مي برد . و وقتي که بعد از سپري شدن اين ساعات به فرزند مي رسد خستگي ناشي از دنياي ماشيني امروز و خستگي فکر و ذهني به مادر اجازه نمي دهد که در آن ساعات باقي مانده روز به کودک رسيدگي کافي و لازم را نمايد چون از طرف ديگر مسئوليت خانه و خانه داري نيز به دوش او مي باشد
ودر نتيجه تنها كسي كه لطمه شديد مي بيند فرزندان هستند. پس قطعا در تربيت فرزند خلل ايجاد مي كند.چون مهمترين عامل تربيت اشباع شدن فرزند از محبت پدر ومادر است خصوصا مادر .حال اگر كمبود محبت خواسته يا ناخواسته پيش آيد چگونه مي شود توقع تربيت صحيح را داشت؟
خانم : ف – م : لازم می بینم یه نکته ای را ذکر کنم ، درسته که یه مادر شاغل به مراتب کمتر می تونه به کودکش رسیدگی کنه و نقش مادری بر تمام نقش های اجتماعی خانم ها سایه می اندازد و باید آنها را تحت تاثیر قرار دهد ، اما نمی شود تنها و تنها به دلیل اینکه کودک نیاز به محبت مادر دارد حضور بانوان را در اجتماع حذف و یا انکار و یا با آن مخالفت کرد تصور کنیم خانمی در 20 سالگی ازدواج کند و چهار فرزند با تفاوت سنی 5 سال داشته باشد زمانی که آخرین فرزند او راهی مدرسه خواهد شد این خانم 45 سال خواهد داشت بنابراین آنجه که ضرورت و نیاز صد در صد فرزندان را می سازد تنها 25 سال از سن یک خانم را به خود اختصاص می دهد (البته در این مثال داشتن 4 فرزند مفروض است که تقریبا در سالهای معاصر چنین اتفاقی از نوادر است ) به نظر شما منصفانه است که برای این مدت می توان متوقع بود که خانمی که سالهای زیادی از عمرش را برای تحصیل صرف کرده و دارای تخصص شده و محیط سالمی هم برای فعالیت اجتماعی اش وجود دارد را خانه نشین کنیم ؟؟؟؟؟
به نظر بنده گاهی برخی از بحث های درون دینی لبه باریکی دارد که یافتن مسیر میانه و متعادل کار دشواری است ، و امیدوارم که به یاری دوستان بتوانیم به دیدگاهی متعادل در این زمینه دست یابیم
آقاي : س-موسوي : در مورد شغل زن نظرات متفاوت زیاده...حتی اسلام هم زن را از فعالیت اجتماعی منع نکرده اما مسئولیت او را مدیریت منزل قرار داده است...یعمی مدیریت محیط خانه از کار مهمتر است...البته از این نکته نباید غافل شد که حضور زن در محیط اجتماعیه یک جامعه اسلامی محاسن زیادی داره...مثلا تلطیف جو خشن مردانه...یا آشنایی از نزدیک زن با مشکلات مردها و جامعه و کسب آمادگی بیشتر جهت تربیت فرزندان...
معایب خاص خودش رو هم داره...به نظر من بک چیز بینابینه...
9- هم نظر مرد وهم نظر زن بسیار اهمیت داره...
معمولا مردها مخافا اما شخصیه...
زن ها موافقن چون دوست دارن مستقل باشن...
اسلام دین تعادل است...قربونش برم الهی!
میگه وسط این رو بگیرید...یعنی زن فعالیت کنه ولی از تربیت بچه غافل نشه...نده مهد کودک...نده خونه مادرش...نده دست همسایه..
آقاي ح-ع: رسانه ملی قربونش برم! به زن کاملا نگاه ابزاری داره...یا عشقیه یا کاری...مادرای مهربون هم همشون پیرن!
زنهای جوون هم دنبال پول و ثروتن...بچه ها هم همه مهد کودکن یا اگر هم خوونه هستن دارن با مادرشون دعوا می کنن یا با مادرشون مشکل دارن...رسنه ملی ما کاملا سکولاره!
با ابزارهای سکولار نمی شود به خدا رسید...
در جمهوری اسلامی هم هدف رسانه به خدا رساندن است...
حالا شما این دو معادله دو مجهولی رو حل کنید...
از عمو عزت هم کمک می طلبیم!
ادامه دارد.....